#عشق_تو_پناه_من_پارت_524

-بقیه کوشن؟

-نویدو امیر کناره هم دارن زنجیر میزنن درست اون طرفه داداش اینا وایسادن...

نگام افتاد به امیر....دیدم نویدم کنارش وایساده ودارن زنجیر میزنن!!!

صدای نوحه خون خیلی غم انگیز بود...

باعث شد...اروم اروم اشک جمع شه تو چشمام...نگاه کردن به محمدطاهایی که تند تند دستاشو حرکت میداد واروم اروم اروم عقب عقب میرفت...

گریمو تشدید کرد...باعث شد از ته دل اشکم دربیاد...

از ته دل امام حسینو قسم بدم که حافظه محمدطاهام بشه!!!

به جوونیه علی اکبرش قسم بدم که نگه دارش باشه!!!

که کمک کنه اروم شه...

تا حافظ زندگیه شیرینمون باشه!!!

تا اگه تلخی میاد با جونه شوهرم بازی نکنه!!!

هیچی باعث نشه شوهرم...عمرم...همه کسم داغون شه...اعصابش بهم بریزه...

خدایا خودت بهمون رحم کن...خودت مراقبش باش...

من فقط اونو دارم...همه کسم محمدطاهاست!!!


romangram.com | @romangram_com