#عشق_تو_پناه_من_پارت_511

-قهر نیستم...

کلافه سرشو تکون داد...دستشو گذاشت رو شیقیشو نالید

-اعصابمو بهم نریز...

ابو بستم...کلافه برگشتم سمتش

-چی بگم؟میگم قهر نیستم تو هم به وقتش باهام صحبت کن...حالا هم برو تلوزیونو روشن کن منم الان میوه میارم بخور!!!

برم گردوندو پیشونیشو چسبوند به پیشونیم...

-نرجس تو رو خدا تو خوب باش!!!

دسته خیسمو گذاشتم پشته گردنش...

-جونه نرجس قول بده بهم بگی هرچی که داره اذیتت میکنه!!!

-قول...

کم کم اومد جلو ترو یه دفعه مثله همه وقتا گرم شدمو بعدش ارامشه مطلق!!!

صبح با هم رفتیم خونه عمه اینا...

عمه با دیدنم کلی کار ریخت سرمو منم با کماله میل انجامشون میدام...

مائده هم با محدثه اومده بود...برام جالب بود اینکه همشون با عمه خوب بودن...


romangram.com | @romangram_com