#عشق_تو_پناه_من_پارت_500
یکم صداش رفت بالا
-نرجس ببخشید تحویله من نده...داشتم سکته میزدم!!
-ببخ....خب چی بگم؟
چشماش خندید ولی هنوزم اخم رو صورتش بود وخیره خیره زل زده بود بهم.
باید توضیح میدادم تا اروم شه...
دستشو گرفتمو همونجور که راه میرفتم گفتم
-اخه وقتی رفتم تو...جات خالی خلوت کردم با خدا...بعدشم یه وقتی به خودم اومدم دیدم چهل دقیقه رد شده...ببخش دیگه حواسم نبود...حالا منو میبخشی؟
دستمو کشید وایساد...نگام کرد...
-نرجس دیگه این کارو نکن باشه؟
-سعی میکنم!!!
خندیدو گفت
-نه دیگه نمیبخشم...
خدارو شکر همونجور که زود عصبی میشد زودم میخندید...
-وا چرا اون وقت؟
romangram.com | @romangram_com