#عشق_تو_پناه_من_پارت_488

صدای محمدطاها اومد

-نرجس نوید با تو بودا!!!

سریع سرمو بلند کردم

-چی؟

خندیدو گفت

-نوید زنه من یه مقدار شیش میزنه...

نوید لبخند زد که ادامه داد

-نخند خدا زدتش...

با اخم برگشتم سمتش...

-محمدطاها...

نگام کردو گفت

-اهان حالا حواسش جمع شد...

-زن داداش شوخی میکنه...خب ماه عسله خوبی داشته باشید...مراقبه همدیگه باشید...و اینکه...یه مقدار اخم کردو گفت

-اهان...طاها قرصاتو برداشتی؟


romangram.com | @romangram_com