#عشق_تو_پناه_من_پارت_484
-تو اینا رو از کجا میدونی؟
لپمو کشیدو یه قاشق از اون مایع غلیظی که بوی حلوا رو داشت اورد جلو دهنم
-دهنتو واکن...بخور که فقط مخصوصه شماست!!!
دهنمو باز کردمو اولین قاشقو خوردم...خوش مزه بود...گرمیش باعث شد کله تنم گرم شه...شیرینش باعث شد...دلم دیگه ضعف نره!!!
-اِِِِِِ محمدطاها میگم واسه چیه؟
یه قاشق خودش خوردو گفت
-مخصوصه تازه عروساست فهمیدی؟
زدم تو سرش
-بیشور تو چرا میدونی؟
خندیدو گفت
-بالاخره فوضولیه کاوه به منم سرایت کرده دیگه!!!
سرمو تکون دادمو بعد از خوردنه اون دارو که واقعا مثله ابه رو اتیش بود یه مسکنم خوردم...
بعدش سریع وسایلمونو جمع کردیم تا حاضر شیم بریم راه اهن...
تا بریم ماه عسل...
romangram.com | @romangram_com