#عشق_تو_پناه_من_پارت_483
-وا عمه کجا؟بمونید.
چادرشو درست کرد
-نه عمه باید برم...علی پایین منتظرمه...خدافظ راستی...نائب والزیاره ماهم باشید!!!برای هتلم برید پیشه دوسته علی میدونی کجاست که محمد همونجا براتون اتاق گرفتیم!!!
واقعا نمیدونستم چه جوری زحمتاشونو جبران کنم!!!
از ته دلم بغلش کردمو گفتم
-مرسی عمه حتما دعاتون میکنیم واقعا ممنونم...برای همه چی!!!
محمدطاها هم ازش تشکر کردو عمه رفت...
نشست کنارمو همونجور که ظرفی رو از تو پلاستیک درمیاورد گفت
-این چیه عمه اورده؟
بو کشیدو گفت
-اوه اوه...خانوم برات کاچی اورده!!!
اخمامو کشیدم تو هم
-کاچی چیه؟
-تو بخور دوای دردته!!!
romangram.com | @romangram_com