#عشق_تو_پناه_من_پارت_468

-کی نیست؟

-اون...اون...اینجا بود!!!

صورتمو برگردوند سمته خودش

-کی نرجس؟

زل زدم تو چشماش...

-ن...ن...نادر!!!

سریع بلند شد

-اینجا بود؟

سرمو تکون دادم...یه قطره اشکم چکید...

-گریه نکن الان میام...

سریع دستمو اوردم بالا گوشه کتشو گرفتم

-نه محمدطاها نرو.

-الان میام خانوم.

-مرگه من نرو...


romangram.com | @romangram_com