#عشق_تو_پناه_من_پارت_467
نگاش افتاد بهم...
لبخند زد...ولی من داشت اشکم درمیومد...
نفسم تند شده بود...داشتم سکته میکردم...
فقط نگام به اون بود که با کتو شلوار کناری وایساده بود اروم داشت دست میزد!!!
فکم شروع کرد به لرزیدن...
حس میکرم دارم یخ میزنم...
صدای محمدطاها باعث شد نگامو ازش بگیرم...
-نرجسی چی شده؟
تند تند نفس میکشیدم....نگران شد...
-نرجسی؟
نگاش کردم...تو چشمام داشت اشک جمع میشد
-چته؟
نگام رفت سراغش...دیگه نبود...
-نیست!!!
romangram.com | @romangram_com