#عشق_تو_پناه_من_پارت_449
لبخند زدم که صدای فیلم بردار اومد...
-خب حالا شنلشونو تنشون کنین...
سامیه اومد جلو همونطور که صلوات میفرستادو فوت میکرد تو صورتمون گفت
-داداش دیدی چی تحویلت دادیم.
محمدطاها هم خندیدو گفت
-ایول بابا اورانگوتان گرفتین فرشته تحویل دادین!!!
میدونستم داره شوخی میکنه کلا همین جوری بود...
چشمام باز شد
-محمدطاها...
شنلو گرفتو گفت
-سامیه رو میگم دیگه...
سامیه جیغ زد
-داداش...
مائده اومد جلو صورتشو بوسیدو سریع با سامیه رفتن پایین!!!
romangram.com | @romangram_com