#عشق_تو_پناه_من_پارت_450

محمدطاها هم شنلمو گذاشت رو سرمو دستمو گرفت...اروم اروم از پله ها رفتیم پایین...

پایین دستو جیغ براه بود...

ولی من سرم پایین بودو هرجا که محمدطاها منو میکشید میرفتم...

صورتم که شنل روش بود...ودر کل کور بودم...

محمدطاها کنار ماشینه شاسی بلنده خودش وایسادو گفت

-بریم اون سمت سوارت کنم...

دره ماشینو باز کردو کمک کرد سوارشم...

همینجوریش سختم بود چه برسه با این لباس...بالاخره با کمک محمدطاها سوار شدم!!!

خودشم اومد سمته راننده و ماشینو روشن کرد...فیلم بردار اومد وتوضیحاتی دادو رفت...

محمدطاها ماشینو روشن کردو گفت

-چطوری نرجسی؟

-تو خوبی؟

-من عالیم...دستشو برد سمته پخشو دنده رو عوض کرد.

صداشو برد بالا و شروع کرد بوق زدن...صورتشو برده بود بیرونو جیغ میزدو با خواننده میخوند....


romangram.com | @romangram_com