#عشق_تو_پناه_من_پارت_445
همونجورکه کفه روصورتشو پاک میکرد گفت
-دستت درد نکنه...ابجی داشتیم؟
صدای محمدطاها اومد
-نرجس چاکرتم!!!
خندیدم که نوید اخم کرد
خانوما برین بیرون الان داماد میاد بیرون...
هممونو انداختن بیرون ویه ربع بعد عمه گفت
-نرجس تو برو از محمدطاها بپرس خودش میرسونتت ارایشگاه یانه...
درزدم که امیر باشنیدنه صدام دروباز کرد...وقتی پامو گذاشتم تو اتاق بلند زدم زیر خنده...
محمدطاها نشسته بود روزمینو کاوه داشت تند تند موهاشو خشک میکرد...نوید داشت دگمه پیرهنشو میبست...
امیرم داشت جوراب پاش میکرد!!!
-چه خبره؟
محمدطاها کلافه گفت
-وای قربونت منو نجات بده خستم کردن...
romangram.com | @romangram_com