#عشق_تو_پناه_من_پارت_431
توپو تو دستاش چرخوندو گفت
-خب عروس خانوم بزنمت؟
محمدطاها اخماشو کشید تو هم
-جرات داری بزن دیگه ببین چی میشه...
امیر همونجور که نگاش به ما بود توپو پرتاب کرد سمته مائده که مائده هم حواسش نبودو همون اول رفت بیرون...
کاوه خندیدو گفت
-مائده یادم باشه ازاین به بعد باهات هم گروه نشم!!!
مائده رفت کناره سامیه نشستو شروع کرد تشویق کردنه ما
-نرجس بدو...نرجس بدو...
نیم ساعتی گذشتو نمیتونستن مارو بزنن...
اخرش کیمیا عصبی شدو گفت
-اه...رحم نکنید...بزنید بریم وسط...
یه دفعه نوید چنان توپو پرتاب کرد سمته محمدطاها که من جیغ کشیدمو چشمامو بستم...
وقتی چشم باز کردم دیدم توپ تو دستای محمدطاهاستو داره میخنده....
romangram.com | @romangram_com