#عشق_تو_پناه_من_پارت_427
سریع گفتم
-وای نه خاک تو سرم...فکر کنم چشمتون زدن!!!
یکم رفت تو فکرو گفت
-نه یه خانومی نفرینم کرده...ولی نمیدونست نفرین دوسر داره به خودشم گرفت.
سامیه اخماشو کشید تو همو گفت
-اره ولی شانس اوردی، نفرین کرده بودم جوری بخورم بهت که شتک بشی...نه اینجوری سرپا وایسی جلوم.
مائده اخم کردو گفت
-سامیه تموم کن!!!
کاوه هم بیچاره سرشو انداخت پایینو گفت
-مردم لیاقت ندارن جونشونو نجات بدی!!!
یه دفعه سامیه اومد جیغ بزنه که علامت دادم چیزی نگه!!!
کاوه هم راه افتادو رفت جلوتر بیچاره خیلی ناراحت شده بود!!!
-سامیه چرا این بیچاره رو اذیت میکنی؟
-پسره احمقه عوضی زده تو گوشم انتظار داره ببخشمش....نرجس من بابام تا حالا دعوام نکرده بعد این بیاد بزنه تو گوشم؟
romangram.com | @romangram_com