#عشق_تو_پناه_من_پارت_385

دادزد

-طاها...دستشو گذاشت رو تنه شوهرمو اروم مالش داد

کاوه کشیدشو درازش کرد...

خشک شده بودم...باورم نمیشد...صورتش کبوده کبود بود...صدای عمه پیچید تو گوشم

-سکته میکنی!!!

کاوه داد زد

-محمداروم بگیر...اروم نفس بکش...محمدمیزنمتا...اروم نفس بکش...

نوید اروم سرشو گذاشت رو پاش...

-با یک دوسه من نفس بکش باشه!!!

-یک...دو...سه...حالا نفستو بده بیرون...

صدای نفس کشیدنش داشت اروم تر میشد...

نوید-افرین...اروم...اروم...کاوه برو از تو ماشین کیفمو بیار...بدو...

کاوه دویید بیرون...

دستش هنوز رو بدنه محمدطاها بود داشت ماساژ میداد


romangram.com | @romangram_com