#عشق_تو_پناه_من_پارت_382
برگشت سمتم
-تو غلط کردی؟ تو گ...خوردی فکر کردی؟من چیتم؟نرجس من چیتم؟شوهرتم...یا هم خوابت...به من نگی بکی بگی؟
به کدوم دیوسی بگی هــــا؟
صدای زنگ اومد...
سامیه دویید سمته در...
عمه نشست کنارش
-قربونت برم...اروم باش...فدات شم...عمه بمیره...اروم باش...الان سکته میکنی؟
محمدطاها دیونه شده بود...داد زد
-خسته شدم...بابا خسته شدم...یه دفعه سرشو کوبید تو دیوار...
-خسته شدم...کوبید...از تو....بازم سرشو کوبید...
از مامانم...
بلندشدم...
عمه جیغ زد
-نکن محمد
romangram.com | @romangram_com