#عشق_تو_پناه_من_پارت_381

از مادری بگم که تمام تنم از دستش کبوده...

از نیشو کنایه های خواهرت بگم؟

از سوخته گیه رو پام بگم...

یا از شکستگیه دلم بگم....

ازتو بگم که فقط کنارم خوابیدیو نگفتی چرا تا صبح گریه میکنی؟

از چی بگم؟

از اینکه بردنم چکم کنن؟؟؟

داد زد

-نه نگو...الانم نگو...اخه عوضی امروز اگه سردرد نمیگرفتم...اگه دیشب صدای گریه هات میذاشت بخوابم...اگه دلم شورتو نمیزد...اگه

مشت زد تو قلبش

-اگه این وامونده بیتابی نمیکرد...اگه یه چیزی بهم نمیگفت

یه چیزی غلطه...یه جای کار میلنگه...ازکجا میفهمیدم امروز کدوم خراب شده بردنت؟

سرشو گرفت تو دستاش...مشت زد تو دیوار...

-محمدطاها من نخواستم یه درد به دردات اضافه کنم؟


romangram.com | @romangram_com