#عشق_تو_پناه_من_پارت_376
-بریم تو عزیزم...بریم ببینم کی پسرمو به این روز دراورده!!!
رفتیم تو سامیه از اتاق اومد بیرون...سودا هم کنارش...
ولی با دیدنه قیافه ما سریع رفت تو اتاق...
سامیه اومد جلو
-سلام چیشده؟
سرمو تکون دادمو کفشمو دراوردمو اومدم داخل...
نشسته بود رو مبلو سرشو گرفته بود تو دستاش...
عمه چادرشو برداشتو رفت کنارش...
سامیه هم منو کشیدو رفتیم دوتایی رو یه مبل نشستیم...
عمه اروم گفت
-چیشده محمدطاها؟
تو سکوت سرشو انداخت پایین...
عمه اروم جوری که محمدطاها نشنوه گفت
-برو زنگ بزن نوید!!!
romangram.com | @romangram_com