#عشق_تو_پناه_من_پارت_373

ولی یه کلام دهن باز نکرد بگه داره چی میکشه؟

چرا؟

هاااا؟

یکی جوابه منو بده؟

مادرش سرشو انداخت پایین...

بلندشد محکم کوبید رو میزو گفت

به ولای علی...دیگه کاری به کارتون ندارم...هیچی ازتون نمیخوام...

چرا داغونم میکنی؟...

زنمه...بابا میخوامش...دوسش دارم...عذابش ندیدن...

احمقا...بفهمین...

یه دفعه محکم برگشت سمته مادرشو گفت

-پاشو شناسنامه هامونو بیار....بلندشو...

با گریه بلندشدو رفت تو اتاقش...

دادزد


romangram.com | @romangram_com