#عشق_تو_پناه_من_پارت_371
وقتی اومد پایینو ماشینو ندید مشتشو کوبوند تو کفه دستشو داد زد
-اه...
رفت سمته ماشینه خودش...
منم دوییدم سوار شد ومنم سوار شدم...
روشن کردو پاشو گذاشت رو گاز...تا خوده خونه هیچی نگفت...
فقط تند تد نفس کشید...
منم از ترس لال شده بودمو چسبیده بودم به صندلی...
چنان زد رو ترمز که پرتاب شدیم جلو...
ماشینو خاموش نکرده دویید پایینو دستشو گذاشت رو زنگ...
اومدم پایینو سریع ماشینو خاموش کردم و دزدگیرشو زدمو...
رفتم کنارش که داشت مشت میزد به در و فریاد میکشید
-باز کن این درو...باز کن دره این خراب شده رو...مامان باز کن وگرنه خونه رو سرت خراب میکنم...انقدر داد میزنم ابروتو میبرم...
یه دفعه درباز شدو دویید تو خونه ومنم پشته سرش...
با لگد درو باز کرد
romangram.com | @romangram_com