#عشق_تو_پناه_من_پارت_370
برگشت عقبو درو محکم کوبید بهمو همه رو خفه کرد
-رفت جلو دستاشو گذاشت رو میزو خم شد سمته دکتر
-جوابه منو بده؟زنه من اینجا چه غلطی میکنه؟
رنگش پرید...فهمید خیلی قاطیه...
-خانومه ملکان ازم خواستن...ایشونو چک کنم...تا مطمئن بشن که دوشیزن!!!!
چنان مشتی کوبوند به میزش که جیغه منو اون زن رفت هوا....
با خشم برگشتو رفت سمته در...
وقتی بازش کرد...فقط منشی بود که سریع کشید کنار...
پشته سرش دوییدم نه مادرش بود نه محدثه...
درو باز کردو پله ها رو دویید
منم پشته سرش...جون گرفته بودم...ولی کله تنم داشت میلرزید...
رسیدم پایین...
حس میکردم داره اتیش میگیره...
بسکه نفس نفس میزد...
romangram.com | @romangram_com