#عشق_تو_پناه_من_پارت_363

بلند شدم...مثله یه مرده متحرک بودم...قدمامو کشیدم سمته تخت...

نمیدونم چه قدر گذشت...

ولی میدونم اون دو دقیقه اندازه دو قرن گذشت...

اون دو دقیقه ای که محدثه خیلی راحت گفت دو دقیقه قسم میخورم دو دقیقه نبود...مطمئنم 120 ثانیه نبود...

120 سال بود...ومن همونجا 120 ساله شدم...همونجا پیر شدم...

همونجا خورد شدم...

منی که منتظر یه تلنگر بودم اونجا خورد شدم...رو یه تخت خورد شدم...توسطه یه زن...یه همجنس خورد شدم...

انتظاریم ندارم...وقتی مادرم مادری نکرد...

مادرِ شوهری که اسمشم تو شناسنامم نبود میخواست مادری کنه؟

اشک ریختمو نالیدم...

وقتی صدای زیبای اون زن سفید پوش و شنیدم بدترین صدای توی مغزم بود.

-خانوم ملکان مشکلی نیست...خیالتون راحت!!!

وصدای اون افریته به تمام معنا برای همیشه تو مغزم نقش بست...

-ممنون عزیزم...خوشحالم کردی!!!


romangram.com | @romangram_com