#عشق_تو_پناه_من_پارت_360

-بدو حاضر شو!!!

از اتاق رفت بیرونو درو کوبید...

منم سرمو گذاشتم روزمینو...بلند بلند واسه خودم اشک ریختم...

انقدر خدا واماما رو صدا زدم که گلوم گرفت...

با بیحالی پاشدمو رو شلوار کتانی که پام بود فقط یه مانتو پوشیدمو رفتم بیرون...شالمو گذاشتم سرم...

که دیدم محدثه داره میاد بالا

-سلام...

برام تعجب اور بود که گفت

-سلام چیشده مامان میگه بریم پیشه دکتر؟

-میخواد گواهی عروس بگیره!!!

وبعدم هق هقم رفت بالا...

با بیحالی تکیه دادبه نرده ها وگفت

-بسم الله مامان دیونه شده؟

نشستم رو پله ها بازم گریه که گفت


romangram.com | @romangram_com