#عشق_تو_پناه_من_پارت_359
یه دفعه اومد سمتمو یقه لباسمو گرفت تو دستش...
-درمیاری یانه؟
دادزدم
-نه درنمیارم...اصلا من الان از این خراب شده میرم!!!
بلند بلند خندید
-برو ببینم کجا میری؟اصلا رفتی منم شناسنامه تو واون شوهرجونتو میسوزونم...
بیحال نشستم رو تخت...دوروز پیش شناسنامه خودمو ازتو ساکم برداشته بود.
-دربیار دیگه!!!
-اخه...
-روت نمیشه...اخی خجالتی...کارنداره...تلفنه تو اتاقو برداشتو شماره گرفت...
منم سرمو گذاشتم رو زانوهامو هق هقم رفت بالا...
پس کجایی خدا...ادم بی کس تراز من سراغ داری؟؟؟
-الو محدثه کجایی؟...داری میای...بدو بیا...یه زنگم بزن مطبه دکتر بهنیا بگو داریم میایم پیشت!!!به تو ربطی نداره فقط زود بیا!!!
قطع کردو داد زد
romangram.com | @romangram_com