#عشق_تو_پناه_من_پارت_357
دیروز سیخه داغو گذاشت رو ساقه پامو جیغمو دراورد...
ومن فقط خدا رو صدا زدم....
با دیدنم سریع اومد جلو موهامو گرفت تو دستش...
با بیحالی داد زدم
-اییی...
همونجور که منو میکشید داد زد
-تو حامله ای هرزه؟
بیحال افتادم کناره پاش
-نه به قران...نه به خدا...کی گفته؟
لگد زد تو پهلومو داد زد
-خفه شو خاک توسرت هنوز اسم شوهر تو شناسنامت نیست بعد تو حامله
ای؟؟
اشکام ریختو بادرد جیغ زدم
-نه به قران...به خدا من تا حالا با محمدطاها...دوباره لگدش رفت تو شکمم...
romangram.com | @romangram_com