#عشق_تو_پناه_من_پارت_350

محمدطاها دست کشید به موهای خرگوشیشو گفت

-سودایی شنیدم سرما خوردی؟

موهاشو زد کنارو گفت

-وای اره داداش من با بابام رفتم دکتر گفت اپولامپا گرفتی!!!

-چی؟

محمدطاها یه نگاه به سامیه انداخت که گفت

-منظورش انفولانزاست!!!

دوتایی خندیدیم که سودا اخم کرد

-خنده داره؟ اصلا باهاتون حرف نمیزنم...بعدم روشو برگردوند!!!

منو محمدطاهام ریز ریز خندیدیم براش...

که خودش برگشتو گفت

-داداش حالا یعنی خیلی باید امپول بخورم؟

-محمدطاها همونجور که خندشو کنترل میکرد گفت

-نه داداش انفولانزا...نه امپولامپا...یه مریضیه!!!


romangram.com | @romangram_com