#عشق_تو_پناه_من_پارت_348

نوید با خنده رفت سمتشو گفت

-بده من ببینم چشه!!!

خرگوشه سفیدو خوشگلو گرفت تو دستشو گفت

-وای چه نازه پاش زخمی شده!!!

نشستم کنارشو خرگوشه رو نازکردم...

-نازی...چه نرمه!!!

همه حواسشون رفت به خرگوشه پشمالو یادشون رفت چیشده ولی این وسط یه چیزی درست نبود اونم سکوته کاوه واخمای درهمش بود!!!

بعد از پانسمانه پای خرگوش سامیه نذاشت بذاریم همونجا گفت

-میخواد بیارتش خونه وازش مراقبت کنه!!!

همگی سواره ماشین شدیمو حرکت کردیم!!!

نوید وکاوه وامیرو کیمیا باهم رفتن...منو محمدطاها وسامیه ومائده هم باهم...

تو پمپه بنزین بودیم ومحمدطاها داشت بنزین میزد برگشتمو گفتم

-سامیه کاوه چه جوری پیدات کرد؟

اخم کردو گفت


romangram.com | @romangram_com