#عشق_تو_پناه_من_پارت_347
تند تند پشت سرش رفتم
دستشو برد بالا که دستشو گرفتم
-نه محمدطاها چیزی نشده که بخیر گذشت..تورو خدا...
با عصبانیت دستشو انداختو داد زد
-احمق کدوم گوری بودی؟
با هق هقی که معلوم بود بعد از گریه زیاد اینجوری شده گفت
-داداش رفتم دنباله سنجاب که دیدم این خرگوشه تو تله گیر کرده...بعدش ازتله دراوردمش که راهو گم کردم...ببخشید!!!
محمدطاها برگشتو گفت
-کی میخوای بزرگ شی اخه؟
اشکش چکید وگفت
-شرمنده!!!
محمدطاها دست برد جلو اشکشو پاک کردو گفت
-سکتم دادی دیونه!!!
سامیه خندیدو همه چی حل شد!!!
romangram.com | @romangram_com