#عشق_تو_پناه_من_پارت_337

-بسه نخور...بعدم ظرفو گرفت سمته کاوه

خودمو لوس کردم

-اِِِِ...محمدطاها میخوام...

-میگم بسه همین که گفتم

رفتم کناره دخترا تا با اونا بخورمو اوناهم استقباله گرم کردن ازم...

بعدم همگی به قیافه محمدطاها خندیدیم!!!

سامیه ارومم گفت

-مائده خر نخور...

مائده نالید

-اخه دلم میخواد...

با حرص گفت

-دیونه روزه اولی رفتی اب بازی کردی...الانم که الو...فشارت میوفته بیا جمع کن!!!

برگشتم سمته مائده

-خب دیونه تواین موقیت نخور جون میدیا!!!


romangram.com | @romangram_com