#عشق_تو_پناه_من_پارت_333
-وایییی.....یخ کردم!!!
مائده با خنده از پشتش اومد بیرونو گفت
-حالا بازی تموم شد!!!
محمدطاها با عصبانیت نگاش کردو گفت
-این چه کاری بود کردی مائده؟
اخماش رفت تو هم نگاش رفت سمته نوید
-خب چادرمو گلی کرد منم تلافی کردم!!!
-اینجوری؟...سرشو تکون دادو رفت سکته نوید.
زیپه سوییشرتو باز کردو همونجور که درش میارد گفت
-پیرهنتو دربیار الان یخ میکنی!!!
همونجورکه فکش ازسرما میلرزید
گفت
-نمیخواد...
-دربیار میگم...دستشو برد جلو که دگمه هاشو باز کنه که نوید دستشو گرفتو گفت
romangram.com | @romangram_com