#عشق_تو_پناه_من_پارت_327

-خب پس دیگه این بحثو پیش نکش هروقت دوست داشتی بگو برات بخرم...نخواستی هم که هیچی!!!

- خب چی میخوری من گشنمه!!!

سرشو گردنو منم گشتم چشمم خورد به تابلوی بزرگی که روش نوشته بود فلافل بیروتی!!!

-محمدطاها پایه فلافل هستی؟

-معلومه بریم...

بعد از خوردنه اون فلافله فوق خوشمزه که کامل کامل خوردمش...

محمدطاها همونجور که میرفت سمته ماشین خندیدو گفت

-بابا واسه کلاسش یکم اضافه میذاشتی!!!

-خب خوشمزه بود.

-حالا چی میشد یکم میذاشتی من بخورم.

-بسه دیگه فقط دلت میخواد بخوری!!!

راه افتادیم سمته خونه ...تا محمدطاها ماشینو تو حیاط پارک کنه رفتم بالا که میر غضب از تو اتاق اومد بیرونو گفت

-کجا بردی داداشمو ها؟؟؟؟

-خب رفتیم ازمایش دیگه!!!


romangram.com | @romangram_com