#عشق_تو_پناه_من_پارت_157

-خب بچه ها من میرم خونه یه چرت بزنم صبح شیفتم.

محمدطاها نگاش کردو گفت

-مرسی داداش...

امیر- بمون دیگه از همینجا برو الان بری مامان اینا هم زابرا میشن.

کاوه خندیدو گفت

-جناب مهمون دعوت میکنی خودتم اضافیا.

امیرم خندیدو گفت

-گمشو من خونه مادره نامزدمم به تو چه؟

خاله هم گفت

-نویدجان میدونی که شوخی میکنه بمون توهم، همه هستن تو هم باش. تعارفم نداریم تموم.

کیمیا دستاشو مالید بهمو با خوشحالی گفت

-نرجس بدو بیا بریم بخوابیم من که دلم میخواد تا صبح باهات فک بزنم.

کاوه-کیمیا ابجیمو اذیت نکن خسته است بذار بخوابه یکم اروم شه...صبح دوتایی مخشو میخوریم.

امیر-پاشید بریم بخوابیم شب بخیر.


romangram.com | @romangram_com