#عشق_اجباری_پارت_80
*آروا:
نمیدونم چرا دایان مارو به اون جشن دعوت کرده بود امااحساس خوبی از شرکت توی این جشن یهوی نداشتم اما نمیتونستم به ارشا چیزی هم بگم چون ممکن بود برداشت بدی کنی..
ذهنمو منحرف کردم وسعی کردم لباس مناسب و پوشیده ای از خرید های که مادر ارشا برای عروسی کرده بود پیدا کنم و تنها چیزی که هم پوشیده و هم مجلسی بود یه تونیک بنفش حریر بود که با یه شلوارلی جذب مشکی و یه شال بنفش پوشیدم رژ لب کم رنگ صورتی به لبم زدم و راضی از خودم بیرون رفتم ..
ارشا منتظر روی مبل نشسته بود و باصدای در سرشو برگردند و بادیدن من لبخند قشنگی زد..
_ست میکنی خانوم خانومااا..
نگاهی گنگ به ارشا انداختم که ببینم باکجاش دیقا ست کردم که چیزی پیدا نکردم متعجب نگاهش کردم..
_باتو ست کردم؟؟
_پ ن پ..
_وااا..ارشا دیونه شدی ؟؟ مگه لباس های ما هم رنگ؟؟
_اره دیگه پیرهنامونو نگاا..
نگاهی به صورت جدیش انداختم تا متوجه بشم شوخی میکنه اما هیچ ردی از خنده تو نگاهش نبود اینبار جلوتر رفتم و بادقت و به پیرهنش نگاه کردم...
وبا مطمعن شدن ازاینکه پیرهنش سورمه ای زدم زیرخنده..
_واییی...خخخخخ..ارشا تو کور رنگی داری؟؟
_نخیر تو کور رنگی داری ..اینا جفت لباسامون بنفش نمیبینی..
_ارشا بس کن پیرهن تو سورمه ای بنفش کجا بود ..
نگاه متفکری به لباسش انداخت و حالت اخم گرفت ..
_حرف نباشه..میگم بنفش بگو چشم مگه زن روی حرف اقاش حرف میزنه؟؟؟
تن صداش بالاتر رفته بود ونمیتونستم حدس بزنم شوخی یا جدی اما از جملاتی که میگفت یه لحظه باز ترس توی وجودم ریخت و ناخوداگاه صورتم وبین دستام گرفتم ..
آرشا باترس جلو اومد و دستامو پایین اورد میدونستم متوجه شده که دلیل این رفتارم چیه ..
_غلط کردم اروا خانومم..هرچی توبگی اصن من نوکر شما هم هستم نگاه کن منو اروا نگاه کنم..
_نه..اینجوری ..نگو..ارشا..جان..
_چرا همینجوری میگم ببخشید خانومم..
دستامو که توی دستاش بود و روی لبش گذاشت واروم وطولانی بوسید خواستم در جواب این کارش وبرای پایان دادن بهش لب هاشو ببوسم که بخاطر اختلاف قدمون قدم نرسید روی پنجه های پام ایستادم ولی بازم دو سه سانتی اختلاف قد داشتیم ..
ارشا متوجه تقلای من نبود وهمچنان دستانو میبوسید کلافه بپر بپر میکردم تا سرم هم راستا با سرش بشه که تازه نگاهش بهم افتاد وبالبخند شیطونی دستامو رها کرد دستشو زیر باسنم گذاشت و تو اغوشش گرفتم حالا صورتم موازی با صورتش بود واون شیطون نگاهم میکرد..
romangram.com | @romangram_com