#عشق_یه_پسر_هندی_پارت_231

من، همه چی درست می شه... من نمی زارم تو برای کسی دیگه ای باشی تو تا ابد برای من و در قلب منی، تو فقط

خانوم خونه ی من می شی.

با بغض و صدایی آروم و گرفته گفت: دوست دارم راهول... همه چیز رو به عشق تو و به امید بودن با تو تحمل می

کنم.



قطره اشک گوشه ی چشمم رو پاک کردم؛ بغضم رو فرو خوردم.

-منم عاشقتم زیبای من، منم دوست دارم. سختی و دوری ها لحظه ای از عشقم رو نسبت به تو کم نمی کنه. تا

آخرین نفسم برای داشتنت می جنگم آروم جونم.

گریه هاش به دلم چنگ می زد.

-گریه نکن آروم جونم، ازت خواهش می کنم.

لبخند کم رنگی روی لبم نشست و به فارسی گفتم: پریای من...

صدای گریه اش لحظه ای قطع شد و بعد با ذوق گفت: وای راهول تو فارسی یاد گرفتی؟ وای عشقم...

از روی صندلی بلند شدم و به سمت تخت رفتم.

-اره عزیزم... کم کم دارم یاد می گیرم.


romangram.com | @romangram_com