#عشق_یه_پسر_هندی_پارت_143
پانجیم اون جا شب ها خیلی قشنگ تره.
با خوش حالی و شادی دست هام رو به هم کوبیدم.
-عالی راهول عالی... مرسی.
راهول روی دستم رو بوسید.
-خواهش می کنم خانمم.
صدای آهنگ خارجی شادی داشت از ضبط ماشین پخش می شد صداش رو بیش تر کردم و راهول تا رسیدن به هتل
با سرعت رانندگی کرد.
#پارت_سیوهفت
با عجله از حموم بیرون اومدم و لباس هام رو که شامل یه ساپورت سفید رنگ با پیراهن سفید گلدار آبی بود رو
پوشیدم. موهام رو خشک کردم و اتو کشیدم. موهام رو از جلو بافتم و بقیه اش رو لخت کردم و دورم ریختم. آرایش
ملایمی کردم و از توی آینه لبخندی به خودم زدم. کیف و دوربینم رو برداشتم و از اتاق خارج شدم. از هتل که بیرون
رفتم راهول رو تکیه به ماشین دیدم. پا تند کردم و به سمتش رفتم.
-سلام راهول.
romangram.com | @romangram_com