#عشق_یه_پسر_هندی_پارت_138
سرم رو تند تند تکون دادم.
-باشه... باشه.
غذامون رو که آوردن صدای موزیک هم بلند شد. از خوش حالی لب گزیدم تا از جیغ نزنم. این آهنگ رو می
« به اسم » شاید فردایی نباشد « شناختم. آهنگ فیلم Kal Ho Naa Ho» بود. داشتم پس می افتادم؛ سونو نیگام
قرار بود آهنگ بخونه... وای خدا.
با عشق به آهنگ و صدای زیبای سونو نیگام گوش می دادم و غذای خوشمزه رو هم می خوردم. همه اش توی دلم
خدا رو شکر می کردم که شانس باهام یار بود و تونستم یکی از افراد معروف رو ببینم.
بعد از غذا ملت مثل مور و ملخ ریختن رو سر سونو نیگام تا باهاش عکس بگیرند منم مات داشتم نگاه می کردم.
-یا خدا... اینا همه می خوان باهاش عکس بگیرند؟
ناامید روی صندلی افتادم.
-عمرا من بتونم.
راهول وقتی من رو دید خندید و دستم رو گرفت و از روی صندلی بلندم کرد. پول غذا رو حساب کرد و باهام از
رستوران خارج شدیم.
romangram.com | @romangram_com