#عشق_و_تقدیر_پارت_284

کی فکرشو میکرد یکی از ما آخرش تنها بمونه

از دست دادیم همدیگه رو دنیا تنهامون گذاشت

عشق بین منو تو پایان خوبی نداشت

تنهای تنها شدیم چشمامون بارونیه

قلبم اینجا بعد تو تو خلوت زندونیه

واسه جبران گذشته پلی پشت سرمون نیست

میسوزیم و انگار هیشکی نگرون نیست

ما به هم قول داده بودیم که تا آخرش کنار هم میمونیم

از دست دادیم همدیگه رو دنیا تنهامون گذاشت

عشق بین منو تو پایان خوبی نداشت

تنهای تنها شدیم چشمامون بارونیه

قلبم اینجا بعد تو تو خلوت زندونیه

... سرم داشت گیج میرفت... به ساعتم نگاه کردم... 3:30 شب رو نشون میداد... دیگه چیزی نمونده بود... یه کاغذ با یه خودکار از تو ماشین برداشتم و دوباره برگشتم کنار سپهر. فقط چند تا جمله نوشتم... چندتا جمله که تمام زندگی من توش خلاصه میشد:


romangram.com | @romangram_com