#عشق_و_تقدیر_پارت_264
-کجاست؟؟
-لب دریا نشستن.
رفتم پیش بابا که با دایی دانیال داشتن سیگار میکشیدن و صداش کردم:
-بابا...میشه یه لحظه بیای اینجا؟ کارت دارم.
بابا اومد جلو و سیگارشو خاموش کرد و گفت:
-چی شده؟
قضیه رو براش گفتم و در آخر هم اضافه کردم :
-من باید برگردم...
-باشه میتونی بری... اتفاقا الان سپهر اینجا بود گفت که مشکلی برای شرکت پیش اومده باید برگرده...میتونید با هم برید.
من: باشه...
برگشتم داخل ویلا و به مامان گفتم که میرم. و بعدشم رفتم داخل اتاق خودم تا وسایلمو جمع کنم. کارم که تموم شد رفتم یه دوش گرفتم و ییه شلوار لیمویی با تونیک قرمز پوشیدم و کفشای لیموییمو هم پام کردم. داشتم موهامو خشک میکردم که در زدن. گفتم:
-بفرمایید؟؟
راحله: خانوم جان بفرمایید شام حاضره.
romangram.com | @romangram_com