#عشق_و_تقدیر_پارت_199
هستی-زهر مار بیشعور...ببینم تو از وقتی من ازدواج کردم چند بار اومدی خونمون؟؟
من-راستشو بخوای...نیومدم تا حالا...
هستی-این بود رسمش؟؟
من-بیخیال حالا میام...دیگه چه خبر؟
هستی-خبر که زیاده....
من-اها....اونوقت چه خبری؟؟
هستی-غلط نکنم داری خاله قلابی میشی...
یه ذره فکر کردم ولی نفهمیدم منظورشو... گفتم :
-یعنی چی که دارم خا....
یهو وسط حرفم منظورشو گرفتم... سریع دستمو گذاشتم روی شکمش و گفتم :
-بابا ایول....تبریک...آخ جووووووووووون نی نی میاد تو فامیل ای خدااااا!!!
هستی دستمو از روی شکمش زد کنار و گفت :
-زهرماررر...بیشعور آبرومو بردی...
romangram.com | @romangram_com