#عشق_و_تقدیر_پارت_193
-خیلی خوشبختم رها خانم...
دستمو تو دستش گذاشتم و گفتم :
-خب که چی؟ خوش به حالت...
با تعجب گفت :
-بله؟؟
من-والا...اومدی اینجا که بگی خوشبختی؟؟!!!
یه ذره نگام کرد و بعدش زد زیر خنده...!! رو به سپهر با خنده گفتم :
-کوفته من حوصلم سر رفته....
و دوباره با عصبانیت ادامه دادم :
-حالا واسه چی ایجا وایسادین؟؟ پول مول میدن منم وایسم؟؟ خو بیاید برید بشینید دیگه...همه چیزو که نباید گفت !!!
سپهر: رها جان برو لباستو بپوش بریم بیرون مهمون منی...
من: گفته باشم بدون سوگند من نمیاماااا...
سپهر: خب برو زنگ بزن سوگندم بیاد...
romangram.com | @romangram_com