#عشق_و_تقدیر_پارت_111
ازش تشکر کردم و رفتم تقه ای به در زدم و با صدای بفرمایید سپهر داخل شدم و گفتم:
-سلام...خسته نباشی.
سپهر: سلام ... مرسی... خوبی ؟ چه عجب یادی از ما کردی؟
من: مرسی... واای سپهر بهت تبریک میگم شرکتت خیلی شیکه... منشیتم خیلی خوبه...تازه منم میشناسه...
خندید و گفت:
-مرسی... مانیا رو میگی؟ آره خیلی دختر خوبیه ...
احساس بدی بهم دست داد از اینکه مانیا رو به اسم کوچیک صدا میکرد. سپهر ادامه داد:
-خب... گفتی کارم داری؟
من: آره ... راستش دنبال خونه میگردم... اومدم اینجا که کمکم کنی..
سپهر عصبانی گفت:
-چی؟ اصلا حرفشم نزن... تو یه دختر تنها میخوای بری خونه مجردی بگیری؟ امکان نداره...
من: پس کمکم نمیکنی دیگه؟
سپهر: نه تنها کمکت نمیکنم بلکه نمیذارم اینگارو بکنی..
romangram.com | @romangram_com