#عشق_تو_پس_کوچه_های_تعصب_پارت_264
به سمتم چرخید و با دیدن پای شکسته در دستانم متعجب نگاهم کرد و کم کم لبخندی شیرین بر لبانش نقش بست...
می دانستم با حرف هایی که شنیده جرأت اظهار نظر ندارد اما دلم همان بارانای قبل را می خواست به همین دلیل گفتم:
- بیا این جا...
-صبر کن الان میام...
دست هایش را شست و گفت:
- داشتم مواد کتلت آماده می کردم...
پای شکسته را روی ران هایم گذاشتم و به سمت آشپزخانه رفتم... بارانا همان طور که دست هایش را خشک می کرد از آشپزخانه خارج شد و رو به رویم زانو زد... دستم به سمت موهای مواجش که روی شانه ریخته بود رفت و نوازش کنان گفتم:
- نمی خوام به خاطر این پاها بیشتر از این غصه بخوری..
چشمان درشتش را قفل نگاهم کرد و گفت:
-یعنی تو مجازاتم تخفیف قایل می شی؟
از این که غرورم برایش مهم بود، خوشحال شدم..
لبخند پهنی چهره ام را پر کرد و گفتم:
- نه عزیزم... خودمم دلم می خواد... بدجور بهشون عادت کردم...
دستم را گرفت و بر روی گونه اش گذاشت و گفت:
- هر جور که راحتی همون کارو بکن... اما اینو بدون من همه جوره دوست دارم...
-نه بیشتر از من...
به راستی کدامیک بیشتر عاشق بودیم؟... منی که هیچ لحظه ای از زندگیم را بدون او و حضورش تصور نمی کردم... یا اویی که از خودگذشتگی کرده و کنار من زندگی می کرد؟
*************
صدای قاضی فضای اتاق را پر کرد...نیما کنار وکیلش با لباس زندان نشسته بود و خیره به او می نگریست...پدرش مردی قد بلند و خوش اندام و تقریبا مسن بود که در صندلی پشت سر او نشسته بود و مدام انگشتانش را درهم مچاله می کرد...
معلوم بود استرس دارد و کلافه است... و گاهی با نگاهی ناراحت و غم زده به سمت ما می نگریست...
چشمانم به خاطر توضیح درباره ی تهدیدهای نیما هنوز خیس از اشک بود...
دستم میان انگشتان کسری بود و آرام نوازشش می کرد...
منتظر رای دادگاه بودیم...
-به موجب قانون مجازات اسلامی براساس ماده 669،هرموردی که بتوان به شرافت ، آبرو ، عرض و ناموس شخص یا بستگانش مربوط نمود، تهدید به ضررهای شرفی است. بر اساس شواهد و مندرجات پرونده و همچنین شکایت شاکی آقای کسری عباسی مبنی بر آزار و اذیت و تهدید و ارعاب آقای نیما صدر نسبت به خانم بارانا عباسی رای دادگاه اعلام می شود...
نیما به همراه وکیلش از جا بلند شد و ایستاد... نمی دانم طرفند وکیلش بود که نیما اصلا حرفی نزد و سکوت اختیار کرده بود...
قاضی محکم و رسا ادامه داد:
- براساس قانون، شما به دو ماه حبس محکوم می شید و همچنین دادن تعهد به خانواده ی شاکی مبنی بر این که دیگر هیچ وقت از جانب شما به خانواده ی عباسی هیچگونه اذیت و آزاری نرسد...
romangram.com | @romangram_com