#عشق_تو_پس_کوچه_های_تعصب_پارت_189


مشت هایم بی امان بر دسته های ویلچرش کوبیده می شد... نمی توانست مهارم کند... جنونی که می گفتند همین بود دیگر...

طوفانی که به پا کرده بودم، داشت زمین و زمان را به هم می ریخت...

سعی کرد مشت هایم را با پنجه های قوی اش بگیرد...

هر دو نفس نفس می زدیم...

باید یک بار برای همیشه این افکار را از آن مغز معیوبش بیرون می ریخت...

دیگر تحمل نداشتم... ظرفیتم پر بود...

فشار پنجه هایش مرا به زانو درآورد...

باور نمی کنید لذت می بردم از این همه قدرت...

این که ضعیف و ناتوان نبود...

قلبم آرام گرفت...

طوفان فروکش کرد... چه حالی داشتم آن زمان، هیچ کس نمی فهمید...

زمزمه کرد :

- چی شده؟ چرا این طوری می کنی؟

-چرا؟

جدی و متحکم گفت:

-چی چرا؟ درست حرف بزن ببینم...

-چرا منو به متین پیشکش کردی... چرا منو مجبور کردی سر اون سفره کوفتی بشینم... چرا اشک های شب و روزم رو نادیده گرفته بودی... من مهم نبودم؟... من برات ارزش نداشتم؟

لبهایش بی رنگ شد و داد زد:

- به خدا مهم بودی...به والله ارزش داشتی... بیشتر از اونی که فکرشو کنی...منه احمق فکر می کردم اگه بذارم بری، اگه از قفس دلم آزادت کنم خوشبخت می شی... اما نمی دونستم کفتر دلت انقدر جَلد دلم بود که باز برگشت به همون جا... وقتی از سر اون سفره بلند شدی، تازه فهمیدم که اگه بلند نمی شدی، نابود می شدم... تازه فهمیدم که تو هم مثل من نمی تونی بی من باشی... همون طور که من نمی تونم بی تو باشم... اون روز که جلوم پر پر زدی...داشتی جلوی چشمام...

دستی به صورتش کشید و پوفی کرد و ادامه داد:

- به خودم قول دادم هر طور شده خوشبختت کنم... نگاه های ترحم آمیز همه آزارم می داد... فکر می کردم تو هم به خاطر این که دلت برام می سوزه می خوای پام وایسی... نمی تونستم باور کنم... اما تو وایستادی... تا دم اون سفره رفتی ... تا مرز خوشبختی رفتی و برگشتی... پس من سگ کی بودم که نذارم ... من دیوونه تم... می فهمی ؟ به کی قسم که دیگه نمی ذارم یه لحظه ازم دور بشی... می خوام خوب بشم... می خوام از کنار تو بودن لذت ببرم...من هیچ وقت نتونستم از تو دست بکشم...

کلمات زیبایش را ذره ذره در جام وجودم می ریخت و همچون آب، آتش شعله ور شده ی جانم را خاموش می ساخت..

چه طوفانی شده بود و حالا من عاشق این آرامشی بودم که با وجود تخریب همه جا باز هم برایم شیرین بود...

با صدایش به خودم آمدم...

-بارانا؟

-جانم...

-خسته ام...

romangram.com | @romangram_com