#عشق_تو_پس_کوچه_های_تعصب_پارت_171
اشک هایم بی محابا روی گونه هایم سر می خوردند...
باورم نمی شد... دلم نمی خواست آن جمله را که خودم هم نمی توانستم قبول کنم بر زبان بیاورم... اما ساره طاقت نیاورد و گفت:
- پس گرفتن اون عکسا از قصد بود؟
بهناز به یک باره از جا پرید و با چهره ای شیطانی خندید و گفت:
- چرا که نه ... حالا که بارانا نیما رو از من گرفت منم کسری رو ازش می گیرم...همش دروغ بود عکسی دست نیما نیست...اون اصلا روحشم از عکسا خبر نداره... یه جوری فریبت دادم که از ترس نیما قاطی کنی... اون فقط یه عاشق مفلوکه...فکر می کنه دارم کمکش می کنم تا زودتر به تو برسه... اما من نمی ذارم این عشق بیشتر از این دووم بیاره... الان اون عاشق دیوونه ت داره با عکسای عشقش حال می کنه... امروز رفتم دم شرکتش... تو یه نامه نوشتم که نیما اون عکسا رو ازت گرفته... می تونم ثابت کنم که توی گوشیش داره... می دونم که انقدر تعصبیه و روت غیرت داره که خیلی زود باور می کنه... یه حرفایی براش نوشتم که تو اون مغز فندیقیت نمی گنجه...
راست می گفت اگر مغزم انقدر کوچک نبود که با کسی هم چون او طرح دوستی نمی ریختم... مگر کسری بارها نگفته بود... وای کسری چه می شد؟
او بهتر از من کسری را می شناخت... خود لعنتی ام همه ی چیز را برایش تعریف می کردم...
بارها از حساسیت های کسری گفته بودم...
می دانست کسری از هر چیزی می گذرد الا خیانت...
و حالا او مرا پیش کسری خائن معرفی کرده بود...
از جا برخاستم و بر سینه اش کوبیدم...
داد زدم:
- چرا بهم نگفتی؟ مگه من دیوونه بودم که نیما رو بخوام...
خنده ی هیستریکی کرد و گفت:
-هه...نیما... اونو من می شناختم... خوشتیپه.. جذابه...پولداره...می دونم با دیوونه بازیش تو رو راضی می کرد...
با من و زندگی ام چه کرده بود بهناز؟ چه قدر احمق بود این دختر!
از حرص و خشم وجودم می لرزید سیلی محکمی بر گوشش نواختم...
انگار که از خواب بیدار شود ، روی دو زانو افتاد ...
هق می زد و هذیان می گفت:
- خودمو می کشم... بدون نیما نمی خوام زندگی کنم...
ساره محکم هولش داد و گفت:
-خیلی نفهمی... این بازی مسخره رو واسه چی راه انداختی... دیوونه روانی...
با پشت دستم اشک هایم را پاک کردم و بازوی ساره را گرفتم:
- ساره ...
ساره حرصی داد زد:
- احمقی بارانا، احمق... بیا بریم ببینم ... این دیوونه چی کار کرده؟
راست می گفت احمق بودم... احمق بودن که شاخ و دم نداشت...
romangram.com | @romangram_com