#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_78


هیلا ( نهال )

من : آی الهی من جنازه ی شما دوتا رو بکشم رو دوشم الهی دوتا تون با دستای خودم چال کنم

همین طوری داشتم غر می زدم که یکهو دستم کشیده شد از اتاق اومدم بیرون دیدم فرسامه......

هشت

هیلا ( نهال)

من :ااااا سورین چته تو ؟

فرسام :یعنی تو متوجه نشدی سرت داره خون میاد

من : جانم؟؟؟؟؟

شنیدم زیر لب گفت : فدای جانم گفتنت بشم من

به روی خوردم نیاوردم

سریع منو برد پیش دکتر دکترم گفت زخمش سطحیه فقط پانسمان کرد

رفتیم تو اتاقه خورشید همه سرا چرخید سمت ما

رها( یاس) : ای وای خاک تو سرم انقدر محکم زدم پرید تو ب*غ*لم

من : اشکال نداره یاسی چیزی نشده

دیدم شونه هاش داره تکون می خوره

سرشو اوردم بالا


romangram.com | @romangram_com