#عشق_کیلویی_چند_پارت_74
رفتم پیش شهریار
من : داداش خودتو اذیت نکن چیزی نیس که خوب میشه نترس
سرشو بالا اورد وای تو چشاش کاسه خون به ل*ب*م داغ جنون به کنارم تو بمون?
ای خدا باز منو جو گرفت خخخخخولی واقعا چشاش قرمز بود صورتشم مثل میت سفید یه لحظه ترسیدم نکنه مرده باشه ولی خوب انقدرم خنگ نیستم که وقتی پلک می زنه یعنی زندس?😂
هفت
رادوین (پایا )
شهریار( اتردین ): تقصیر منه پایا اره مگه نه اگه من دستمو بر نمی داشتم اینجوری نمی شد
من : نه بابا به خاطر همون پسره بود که...
شهریار :من اگه اون پسره رو پیدا کنم می کشمش
من : اتردین این چه حرفیه ؟
شروین ( ابتین ):چی شده چی میگید شما
شهریار :من اون پسره رو می کشم
انگار داش با خودش می حرفید حواسش نبود
شروین : پایا این چی میگه
من : میگه اون پسره که خورشید(تیسا)رو به این وضع دچار کرد پخ پخ می کنه
بعدم انگشت اشارمو گذاشتم رو گلوم کشیدم مثلا من مردم خخخخ
romangram.com | @romangram_com