#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_67

من: دکتر حال خانومم چطوره ؟

اوه هیچی نشده چه خانومم خانوممی راه انداختم خخخ

دکتر : پاش چندتا بخیه خورده + اینکه پاهاش شکسته باید دوهفته تو گچ باشه .

من : ممنون می تونم ببینمشون

دکتر: بله حتما

رفتم داخل دیدم تیسا هنو خوابه نمی دونم چرا دل خواس ااااهم اااااهم دستشو بب*و*سم فقط دلم خواس خخ

دیدم داره بیدار میشه

تیسا : ای ای پام من کجام ؟ اینجا کجاس ؟ تو کی هستی ؟ من کیم ؟

من : بابا اروم تر بی هوش شدی اوردمت بیمارستان

تیسا : اها باشه

بعدم بدون توجه به سرم دستشو کشید خون مثل اب میریخت رو زمین

من : تیسا این چه وضعشه خو نگاه کن دستتو همجوری می کشی

سریع پرستارو ا کردم اومد دستشو بست با باند

چون پای تیسا تو گچ بود ب*غ*لش کردم که هی سرخ سفید می شد ........

پنج

اتردین ( شهریار )

چون پای تیسا ( خورشید )گچ بود ب*غ*لش کردم حالا هی سرخ سفید می شد

romangram.com | @romangram_com