#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_63

خداییشم خیلی بد شد می تونستم جلو شو بگیرم

بچه ها حرکت کردن سمت هتل اما من حوصله نداشتم راه افتادم سمت بزرگراه از اول عشق سرعت بودم سیستم ماشینو روشن کردم شروع کرد به خوندن

اهنگ علیرضا تلسچی

تو دلتنگی های من

همه ی دنیای من

تو شدی رویای من وای من

من خاطره های تو

رنگ چشمای تو

کسی نمیاد جای تو جای من و...

خوب بود حسم عوض شد

برگشتم هتل پیاده شدم رفتم بالا در زدم رادی ( پایا ) درو باز کرد بدون نگاه بهم رفت رو تخت دراز کشید

سلام کردم اوف کسی جواب نداد

من : بچه ها

همشون برگشتن نگام کردن

من : من اون کارو از عمد نکردم منم مثل شما شکه شدم

فرسام : داداش ما می دونیم تقصیر تو نبود البته تو می تو نستی کاری کنی اما مثل اینکه تو شک بودی ولی دخترا از دستت خیلی شاکین مخصوصا اینکه جلوی اون دختره این اتفاق افتاد

من : باشه پس من میرم یکم باد به کلم بخوره ( منظورم سره نه کلمخخخ)

romangram.com | @romangram_com