#عشق_کیلویی_چند_پارت_362
بادیگاردا محکم هلمون دادن رها محکم خورد زمین
لوان رفت پشتش موهاشو کشید بلندش کرد
رادوی ( نویسنده )
رها زار میزد جیغ میزد .اما لوان بی رحم تر از این حرفا بود
کشون کشون رها رو میکشید به طوری که پاهای رها به زمین کشیده میشد
هیلا :ولش کن اشغال ولش کن
با زانو زد تو شکم لوان
لوان وحشی شد تفنگشو در اورد
گرفت سمت هیلا
هیلا همون طوری وایساد جیغ زد
: چیه میخوای بزنی بیا بزن بیا بزن
...
__
هیلا ( نهال )
داد زدم : بیا بزن
لوان : پس چی
romangram.com | @romangram_com