#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_360


رها پالیزم گرفتن فقط تیسا موند

که یهو

من : نهههه

نه نه لعنتی

هق هق می کردم

نشستم رو زمین چنگ زدم به خاک

باشدت زد به سر تیسا بعدم یه گوله خالی کرد تو پاش

تیسا هم با صورت افتاد کنار اپاما

بچه ها زار میزدن

کشون کشون بردنمون تو ماشین

زجه میزدیم

که با ای جیغ پالیز خفه شدیم

جانی محکم کوبید تو دهنش

پالیز فقط نگاش کرد

بازم گریشو از سر گرفت

ایندفعه یه سیلی خورد


romangram.com | @romangram_com