#عشق_‌کیلویی‌_چند_پارت_359

تیسا پرید سمتش?😔

تیسا : روشااااا روشاااا

اپاما جلوی چشمای اشکی ما زانو زد با صورت افتاد رو زمین?😭😭😔😔😔😔

جیغ زدیم گریه کردیم

با تموم توانمون میزدیمشون

عوضیاااااا

خداااا

تیسا سعی داشت آپاما رو به هوش بیاره

بی حس شدم روحم رفت

یا خدا

یهو دیدم دستم داره کشیده میشه

سرمو برگردوندم شریف بود

عوضی عوضی

یکی از دستامو ازاد کردم کوبوندم تو صورتش

با حالت بدی نگام کرد

شریف : تک تکشو تلافی میکنم

من : ولم کننننن ولم کنن

romangram.com | @romangram_com